تبليغاتX
هدیه
یک دل بارانی

 

 

 

روزها وشبا همه فكرت شده غم نبودن كنار اون

 

دوست داري كه داد بزني

 

بگي دنيا خيلي بي رحمه

 

دوست داري بازم بهت بگه

 

گريه نكن كه اشكات منو پريشون مي كنه

 

تحمل غم دوريت منو ديونه می کنه ...

 

 

 

 

 

هيچ كس مثل من تو رو دوست نداره

 

مي دوني و اينو از چشام مي خوني

 

يه حس سرد و پر درد

 

روز و شباي بي تو

 

من و دلي پر از غم

 

ثانيه هاي بي تو

  

تو هستي عشقم و جونم و تموم لحظه هام

 

تو اميد بودني و مي خوام هميشه تو باشي باهام

 

قسمت من نمي شه دست تو رو بگيرم

 

دوست دارم واسه تو واسه خنده هات بميرم

 

 

چشاتو مي بندي و باز هم صداش تو گوشته

 

كه داره بهت مي گه بخند اميد هستي من

 

تويي شور زندگي و تمام مستي من

 

مي شه يه روز؟...................

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 20:55  توسط منا  | 

عشق يعني چه؟


از هر كسي مي پرسي عشق يعني چي، يه تعريفي از عشق داره. يكي مي گه عشق يعني علاقه شديد قلبي. يكي مي گه عشق يعني دوست داشتن بي چون و چرا و ... خلاصه هر كسي يه نظري داره اما ببينيد اين شعر چقدر زيبا عشق رو توصيف كرده:




اين كه مي پرسي نشان عشق چيست؟

عشق چيزي جز ظهور مهر نيست!

عشق يعني مهر بي چون و چرا

عشق يعني كوشش بي ادعا

عشق يعني مهر بي اما، اگر

عشق يعني رفتن ِ با پاي سر

عشق يعني دل تپيدن بهر دوست

عشق يعني جان من قربان اوست

عشق يعني خواندن از چشمان او

حرف هاي دل ، بدون گفتگو

عشق يعني عاشق بي زحمتي

عشق يعني بوسي ي بي شهوتي

عشق ، يار مهربان زندگي

بادبان و نردبان زندگي

عشق يعني دشت گلكاري شده

در كويري چشمه اي جاري شده

يك شقايق در ميان دشت خار

باور امكان با يك گل بهار

در خزاني برگريز و زرد و سخت

عشق، تاب ِ آخرين برگ درخت

عشق يعني روح را آراستن

بي شمار افتادن و برخاستن

عشق يعني زشتي ِ زيبا شده

عشق يعني گنگي ِ گويا شده

عشق يعني مهرباني در عمل

خلق كيفيت به كندوي عسل

عشق يعني گل به جاي خار باش

پل به جاي اين همه ديوار باش

عشق يعني يك نگاه آشنا

ديدن افتادگان زير پا

زير لب با خود ترنم داشتن

بر لب غمگين تبسم كاشتن

عشق، آزادي، رهايي ، ايمني

عشق، زيبايي ، زلالي ، روشني

عشق يعني تنگ بي ماهي شده

عشق يعني ماهي راهي شده

عشق يعني آهويي آرام و رام

عشق صيادي بدون تير و دام

عشق يعني برگ روي ساقه ها

عشق يعني گل به روي شاخه ها

عشق يعني از بدي ها اجتناب

بردن پروانه از لاي كتاب

در ميان اين همه غوغا و شر

عشق يعني كاهش رنج بشر

اي توانا، ناتوان عشق باش

پهلوانا، پهلوان عشق باش

اي دلاور، دل بدست آورده باش

در دل آزرده منزل كرده باش

عشق يعني تشنه اي خود نيز اگر

واگذاري آب را بر تشنه تر

عشق يعني ساقي كوثر شدن

بي پرو بي پيكر و بي سر شدن

عشق يعني خدمت بي منتي

عشق يعني طاعت بي جنتي

گاه بر بي احترامي ، احترام

بخشش و مردي به جاي انتقام

عشق را ديدي، خودت را خاك كن

سينه ات را در حضورش چاك كن

عشق آمد، خويش را گم كن عزيز

قوت ات را قوت مردم كن عزيز

عشق يعني مشكلي آسان كني

دردي از درمانده اي درمان كني

عشق يعني خويشتن را گم كني

عشق يعني خويش را گندم كني

عشق يعني نان ده و از دين مپرس

در مقام بخشش، از آئين مپرس

هر كسي او را خدايش جان دهد

آدمي بايد كه او را نان دهد

در تنور عاشقي سردي مكن

در مقام عشق، نامردي مكن

لاف مردي ميزني، مردانه باش

در مسير عاشقي افسانه باش

دين نداري، مردمي آزاده باش

هرچه بالا ميروي افتاده باش

در پناه دين، دكانداري مكن

چون به خلوت مي روي كاري مكن

عشق يعني ظاهر باطن نما

باطني آكنده از نور خدا

عشق يعني عارف بي خرقه اي

عشق يعني بنده ي بي فرقه اي

عشق يعني آنچنان در نيستي

تا كه معشوقت نداند كيستي

عشق يعني ذهن زيبا آفرين

آسماني كردن ِ روي زمين

عشق گويد مست شو گر عاقلي

از شراب غيرانگوري ولي

هركه با عشق آشنا شد، مست شد

وارد يك راه بي بن بست شد

كاش در جامم شراب عشق باد

خانه جانم خراب عشق باد

هركجا عشق آيد و ساكن شود

هرچه ناممكن بود ممكن شود

در جهان هر كار خوب و ماندني ست

رد پاي عشق در او ديدني ست

شعرهاي خوب ديوان جهان

سر عشق است و سرود عاشقان

سالك آري، عشق رمزي در دل است

شرح و وصف عشق،‌ كاري مشكل است

عشق يعني شور هستي در كلام

عشق يعني شعر، مستي ، والسلام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 19:48  توسط منا  | 

بوي باران, بوي سبزه, بوي خاک


شاخه هاي شسته, باران خورده, پاک


آسمان آبي و ابر سپيد


برگهاي سبز بيد


عطر نرگس, رقص باد


نغمه شوق پرستوهاي شاد


خلوت گرم کبوترهاي مست


نرم, نرمک مي رسد اينک بهار


خوش به حال روزگار


خوش به حال چشمه ها و دشتها


خوش به حال دانه ها و سبزه ها


خوش به حال غنچه هاي نيمه باز


خوش به حال دختر ميخک که مي خندد به ناز


خوش به حال جام لبريز از شراب


خوش به حال  آفتاب...


...اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم


اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب


اي دريغ از ما اگر کامي نگيريم از بهار..

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 21:14  توسط منا  | 

 

 

زندگي...!


زندگي يک آرزوي دور نيست؛


زندگي يک جست و جوي کور نيست


زيستن در پيله پروانه چيست؟


زندگي کن ؛


زندگي افسانه نيست


گوش کن !


دريا صدايت ميزند؛


هرچه ناپيداست صدايت ميزند


جنگل خاموش ميداند تو را؛


با صدايي سبز ميخواند تو را


زير باران آتشي در جان توست؛


قمري تنها پي دستان توست


پيله پروانه از دنيا جداست؛


زندگي يک مقصد بي انتهاست


هيچ جايي انتهاي راه نيست؛


اين تمامش ماجراي زندگيست....

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 14:38  توسط منا  | 

 

تو نميدوني من چي كشيدم وقتي كه گفتي تو رو نمي خوام

باور ندارم كه ديگه نيستي حالا تو رفتي من اينجا تنهام

 

يه شوخي بود و يه قصه تلخ وقتي كه گفتي تو رو نمي خوام

خيال مي كردم مي خواي بترسم شايد هنوزم باور نكردم

 

 

چشماي گريون ، دستاي خسته دوري چشمات منو شكسته